السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

48

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

چنان كه بعضي از ناقصان گمان كرده‌اند ؛ وعلم وعالم ومعلوم در اين علم متّحد است وفسادى در آن نيست ، چنان كه بر صاحب فطرت قويمه ظاهر خواهد بود . وامّا علم به معنى سيم به معلولات بر سبيل تفصيل عين ذات أو نيست ، بلكه عين ذات معلولات اوست ودر آنجا علم ومعلوم متّحد مىگردد . وعلم أو - تعالى شأنه - به معلومات به اخذ صورت معلوم نيست مثل علم ما به أمور خارجهء از ذوات ما كه صادر از ما نباشد . زيرا كه معلوم بالذات ما از آن أمور صورت ذهنية است وامر خارجي معلوم بالعرض است ، بلكه علم حقّ تعالى به أمور عينيه وصور ادراكية به نفس ذوات أعيان است ، مثل علم ما به نفوس وصفات نفسانيهء خود وبه صور ذهنيهء مرتسمهء در عقول وقواى آليهء خود . پس معلولات أو از صور عينيه وأمور ادراكية در معلوميت آنها براي بارى مثل صور معقوله ومرتسمهء در آلات ماست در معلوميت آنها براي ما . پس اين را حفظ كن تا قدم تو نلغزد چنان كه اقدام عقول وافهام لغزيده است . ودر بعضي از صحف حكميهء خود به لسان فارسي گفته است كه : مرتبهء كنه ذات قدّوسى - جلّت عظمته - ما به الانكشاف وصورت علميهء حضوريهء جميع موجودات ومتصوّرات است ، خواه كبير وخواه صغير وخواه كليّات وخواه جزئيات وخواه معقولات وخواه محسوسات ؛ وذات حقّش - عظم سلطانه - عليمى است كه در علم حضوري أو به جميع معلومات إلى أقصى الوجود وجود وعدم يكسان است . چه علم أو به هر معلولي شخصي علمي است فعلى از رهگذر أحاطت به علل وأسباب متأدّيهء به هويّت شخصي آن معلول ، من جهة علمه سبحانه بنفس ذاته الحقّة القدّوسية ، نه علم انفعالى مستفاد از وجود معلوم وعلم محيط أو - تعالى شأنه - به وجه خيريت هر هويّتى ولا بدّيّت از تحقّقش در نظام أكمل وجود به حسب عنايت بالغهء جامعهء وجودي در رحمت واسعهء ربوبي لا محاله ملاك افاضه ومناط ايجاد آن هويّت است . پس بالضرورة البرهانية والعناية الرحمانية ، نفس رحماني وافاضهء سبحانى به حسب مقارعت فعّاليت رحمت وجوبي وصلاحيت وقابليت امكاني در طىّ مدارج مخارج